۱۵ مه ۱۹۴۸ سرآغاز حادثه ای بود که ابعاد گسترده آن در طول تاریخ، همه بشریت را متوجه خود ساخت.
حادثه ای که در آن زمان هیچ کس تصور نمی کرد ممکن است بیش از 6 دهه به درازا بکشد، هزاران هزار انسان مظلوم و بی دفاع از خانه و کاشانه خود آواره شوند، در زیر بمباران ها کشته شوند و در زندان های مخوف به اسارت درآیند.
شاید هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که این روز، روز فاجعه فلسطین است. یوم النکبه!
این قدر این واژه آزارت می دهد که نمی توانی چیزی ننویسی! نمی توانی بی تفاوت از کنارش بگذری، نمی توانی لحظه ای خودت را جای آن ها بگذاری و بعد شاهد جشن گرفتن چنین روزی باشی و سکوت اختیار کنی. مگر نه این که مسلمان نیستیم اگر صدای مظلومی را بشنویم که تقاضای کمک می کند و به فریادش نرسیم...
و این صدا شصت سال است که در گوش جهان پیچیده است اما فریاد حقوق بشر و آزادی خواهی دروغین قدرت های استکباری چنان بر آن استیلا یافت که صدای حق را نشنیدیم! نگذاشتند بشنویم! و آن ها که شنیدند... چه بی تفاوت از کنارش گذشتند.
شصت سال است که مردان و زنان فلسطینی در زیر باران گلوله کشته می شوند، شصت سال است که مادران فلسطینی داغدار جوانانشان هستند، شصت سال است که خانه ها را بر سر زنان و کودکان فلسطینی خراب می کنند، شصت سال است که نوزادان فلسطینی در زیر آتش و خون متولد می شوند، بزرگ می شوند و می میرند. شصت سال است فلسطین عرصه مقاومت و شهادت است، شصت سال است که فلسطین، فلسطین اشغالی است!

و اکنون مدعیان دروغین دموکراسی و حقوق بشر، این سردمداران نظام های سلطه و همان استعمارگران همیشه تاریخ، شصتمین سالگرد تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی را جشن می گیرند بی آن که بفهمند جشن شصت سالگي اسراييل به مثابه رقص و پايكوبي بر روي قبرستانهاي مملو از اجساد فلسطينيان و نواختن آهنگ بيعدالتي است...



