تبليغاتX
سیاست مثبت

                                          مرگ بر اسرائیل

با نگاهی به جریانات خاورمیانه به خوبی در می یابید که کشور هایی مثل اسرائیل و آمریکا به طور کاملا واضحی در حال گسترش مواضع خود در این قسمتند تا بتوانند کشورهایی اسلامی همچون ایران ، لبنان ، سوریه و بقیه کشورهای اسلامی را تحت فشار قرار دهند . در همین راستا کمک های عدیده ای به مخالفان این کشور ها برای به زیر کشاندن این کشور ها می کنند.

در این راستا ما به عنوان یک مسلمان باید در برابر اقدامات آمریکا و همراه  دست نشانده ی خود یعنی  اسرائیل که دست به کشتارهای وحشیانه ای در منطقه می زنند سکوت کنیم؟

از لحاظ اقتصادی سعی این کشورها و همراهانشان تضعیف کشور های اسلامی است با تبلیغات ضد دینی و انواع تحریم ها …….. در بین محصولات رایج در دنیا بسیاری از آنها ساخت این کشور هاست:

Pepsi ، cocacola ، nestle ، mirinda از جمله این محصولات هست......

 آیا شما تا به حال اقداماتی که این کشور ها در تولید این محصولات کرده اند دقت کرده اید؟

آیا می دانید معنای کلمه ی Pepsi چیست؟       Pay Each Peny to Save Israel

پنی های خود را بدهید برای تامین اسرائیل!

               

آیا از تبلیغات این کشور ها بر روی محصول کوکا کولا خبر دارید؟

آیا تا به حال برچسب کلمه ی کوکاکولا را که بر روی نوشابه های آن وجود دارد را برعکس کرده اید و نگاه کردید؟ اگر این کار را کنید به کلمه ی عربی لا محمد لا مکه مواجه خواهید شد. این نوشته اتفاقی نیست این پیچ و تاب دادن ها در یک کلمه ی انگلیسی طبیعی نیست جز به هدف....

برای بهتر متوجه شدن به عکس زیر توجه کنید:

                

تصویر دیگری که توهین دیگری به مسلمانان می باشد:

               

تصویر فوق که نمایی از یک نمازجماعت با تن ‌پوشی از شرکت نوشابه ‌سازی آمریکایی است، باعث خشم مسلمانان در نقاط مختلف جهان شده و به حرکت گروه های غیر دولتی مسلمانان برای تحریم این کالای آمریکایی سرعت بخشیده است.

نکته جالب توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب می شوند، در ایران تولید و وارد نمی شد اما طی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاء گردید، تولید نوشابه، تحت لیسانس کوکا و پپسی آغاز شد.

سایت رسمی کوکاکولا نیز در صفحه نخست خود تصویری از نقشه جهان را قرار داده است که مخاطبان با کلیک بر روی هر نقطه از خاورمیانه با تنها کارخانه تولیدکننده این محصول در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی مواجه می شود که سایتی نیز به زبان عبری دارد.

در این زمینه و همچنین در راستای تحریم شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی سایت "شجره" که متعلق به مسلمانان انگلیس است،  اطلاعات گسترده ای از سهم رژیم صهیونیستی در درآمد فروش این نوشابه منتشر کرده است.

توهین تا چه اندازه؟ سکوت تا چه موقع؟ صبر تا کی؟

پنی های بیشتر یعنی ریخته شدن خون تعداد  بیشتری از مسلمانان دنیا مخصوصا درفلسطین.....

توهین به  تمام مسلمانان حتی در اسم محصولاتی که در سرتاسر دنیا پخش می شوند ؟ جالب است بدانید که طبق آمار ایرانیان یکی از بیشترین ملت هایی هستند که از این محصول استفاده می کنند !!!! آیا حضور کوکاکولا و دیگر محصولات اسرائیلی در ایران ضرورتی دارد؟

دیگر محصولات اسرائیلی در ایران:

          

مسئله ی جالب تر این است که با وجود تمام تبلیغات این کشور ها علیه اسلام ، این دین بیش از پیش در کشور های غربی رواج پیدا کرده است ...... اقتدار امام (ره) ، محمبوبیت آیت الله خامنه ای ، جراٌت سید حسن نصر الله در عمل و در سخن ، پیروزی های مسلمانان در عرصه های مختلف همچون جنگ 33 روزه  باعث این محبوبیت شده است .

+ نوشته شده توسط عدالت جو در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 18:34 |

سال خوب براي ورزشکاران زن ايران

 

برخلاف جريان رسمي که گفته مي شد جبهه گيري منفي برخي ورزش بانوان را براي اعزام هاي بين المللي دچار مشکل کرده است، سال 86 براي دختران ورزشکار سال پرباري بود و آنها توانستند خود را چند پله بالاتر بکشند. کسب اولين سهميه المپيک در تکواندو و به دست آوردن اولين مدال دو و ميداني از جمله افتخارات ورزشکاران زن در طول اين سال بود. علاوه بر اين دختران ايراني مقيم کشورهاي ديگر هم سال خوبي را پشت سرگذاشتند تا در مجموع نام ايران در بخش ورزش زنان بيش از پيش مطرح شود.

ليلا ابراهيمي

ملکه استقامت ايران. رکورددار است و خوب مي دود، اما مهم تر از اينها مدالي است که تابستان گذشته به گردن آويخت. ليلا ابراهيمي حالا نفر سوم آسيا است.او توانسته براي اولين بار بعد از انقلاب، دو و ميداني بانوان ايران را صاحب مدال کند، آن هم در ماده يي که هنوز در ايران راه اندازي نشده و در سطح آسيا هم براي نخستين بار برگزار مي شد؛ سه هزار متر با مانع.وقتي تيم دختران ايران راهي مسابقات قهرماني آسيا در اردن شد، حرفي از حضور او در اين ماده نبود، اما ناگهان خبر رسيد ايران در اين ماده نماينده داشته و مدال هم گرفته است. اين طور شد که تصميم ناگهاني مسوولان فدراسيون دو و ميداني براي شرکت دادن ليلا ابراهيمي در رقابت سه هزار متر با مانع اولين مدال رشته هاي پايه دختران را به ارمغان آورد تا او هم علاوه بر اين مدال، يک رکورد ديگر در کنار رکورد رشته هاي 1500 متر، 3 هزار متر، 5 هزار متر و 4 در 400 متر به نام خود ثبت کند.اگرچه کسب اين عنوان سومي بين چهار شرکت کننده نمي تواند نشان دهنده تحول خاصي در دو و ميداني دختران ايران باشد اما هر کس شاهد دويدن ليلا در جريان آن مسابقه بود و مي ديد که او چطور با شلوار بلندش در چاله هاي آب مي افتاد اما برمي خاست، به ارزش کار او پي مي برد. او امسال يک بدشانسي بزرگ هم آورد. او در جريان مسابقات ليگ دو و ميداني به شدت مصدوم شد تا کارش به عمل جراحي کشيده شود و عملاً چندماهي کنار بماند.

* آن زمان که ليلا ابراهيمي هنوز اين طور شناخته شده نبود، يک روز حين تمرين در سالن شهيد کشوري سيلي محکمي از يکي از کارکنان ورزشگاه خورد. دليلش اين بود که حين دويدن فرياد زده بود خط يک را براي او خالي کنند،

سارا خوش جمال فکري

قبل از اينکه او المپيکي شود، حضور زنان ورزشکار ايران در بازي هاي المپيک به شرکت يک تيرانداز محدود مي شد که البته آن هم با وايت کارت بود و هيچ دختر ورزشکاري نتوانسته بود شخصاً سهميه حضور در المپيک را به دست آورد. اما سارا خوش جمال فکري امسال يک ستاره بود و در شرايطي که در طول اين سال ها هميشه اميد به سنگين وزن ها در تکواندو بيشتر بود، سارا به عنوان يکي از سبک وزن هاي ايران المپيکي شد تا نامش به سر زبان ها بيفتد. خوش جمال که در جريان رقابت هاي انتخابي المپيک در هوشي مينه ويتنام مبارزه مي کرد، بعد از اينکه به جدول بازنده ها رفت، براي عنوان سومي با حريف پاکستاني روبه رو شد. او که براي المپيکي شدن به پيروزي در اين ديدار نياز داشت، يک بر صفر برد و بليت پکن را گرفت. بعد از آن مسابقات بود که او در مرکز توجه رسانه ها قرار گرفت و البته که با روي باز پذيراي خبرنگاران بود؛ «دوست دارم هادي ساعي شوم،»

*در مورد سارا خوش جمال فکري مي گويند صغر سني دارد و برخلاف آنچه ادعا مي کند متولد سال 67 نيست و سه سالي بزرگ تر است. البته خودش به شدت تکذيب مي کند اگر هم مي خواهيد بدانيد چطور با19 سال سن مدتي در دانشگاه فيزيک خوانده و بعد انصراف داده تا تربيت بدني بخواند جواب خودش اين است؛ «خيلي از درس هايم را جهشي خواندم و زود رفتم دانشگاه،»

شادي پريدر

او هنوز هم بهترين شطرنج باز دختر ايران است حتي اگر با اعتراضات گاه و بيگاهش حاشيه ساز شود. براي کسي که در 9 سالگي به تيم ملي بزرگسالان دعوت شده و در 14 سالگي مقام استاد بين المللي شطرنج جهان را به دست آورده، شکست دادن قهرمان جهان نمي تواند سقف آرزوهايش باشد. شادي پريدر که حالا 21 ساله است، سه سال پيش عنوان استاد بزرگي را هم به دست آورده، همان سالي که استفانوا قهرمان جهان از بلغارستان را شکست داد.او که فعلاً در ايران يکه تاز است امسال مدال نقره مسابقات داخل سالن ماکائو را هم به گردن آويخت تا ثابت کند هنوز هم در ايران حرف اول را مي زند. پريدر فعلاً هم درس مي خواند، هم تمرين مي کند و هم حواسش به دنياي قهرماني شطرنج است. او مي خواهد اولين دختر ايراني باشد که قهرماني شطرنج بانوان دنيا به نامش ثبت مي شود. با اين حال پريدر که پيش از اين قبل از بازي هاي آسيايي دوحه مسابقه انتخابي بين او و پورکاشيان را نيمه کاره رها کرده بود، امسال بار ديگر همين شيوه اعتراضي را تکرار کرد. جنجالي که سال پيش و پيش از بازي هاي دوحه شروع شد، در آستانه بازي هاي ماکائو باز هم دنبال شد اما در نهايت شادي راهي ماکائو شد و مدال هم گرفت. اما غائله نخوابيد و او بار ديگر از حضور در مسابقات انتخابي تيم ملي انصراف داد. نفوذ خانواده آتوسا پورکاشيان در فدراسيون شطرنج يکي از دستاويزهاي هميشگي شادي پريدر براي اعتراض و کناره گيري بوده است. البته اين موضوعي نيست که بتوان انکار کرد، چرا که الان ديگر در شطرنج ايران همه مي دانند که مادر آتوسا روزي نيست به ساختمان فدراسيون شطرنج در خيابان حجاب سر نزند و بابت وضعيت دخترش با مديران بحث نکند. از سوي ديگر پدر آتوسا هم که بدنساز تيم ملي واليبال جوانان ايران است، ارتباط زيادي با مديران فدراسيون شطرنج دارد. البته پريدر هيچ گاه به صورت علني مقابل خانواده پورکاشيان قرار نگرفته و به نظر مي رسد دوست ندارد خودش را بابت اين قضيه با فدراسيون دربيندازد.

* سريع ترين مسابقه شادي پريدر 10 دقيقه طول کشيد و طولاني ترينش هم 7 ساعت،

ارغوان رضايي

رضايي که تفاوت فاحشي حتي با بازيکنان مرد ايران دارد، بعد از آنکه سال گذشته در مسابقات تنيس استانبول بزرگاني مثل ماريا شاراپووا و ونوس ويليامز را شکست داد و به فينال رسيد، اوج گرفت تا امسال دومين فينالش را هم تجربه کند. او که فينال استانبول را به دليل مصدوميت از دست داد تا به عنوان دومي بسنده کند، امسال در اوکلند هم مقابل ليندسي داونپورت امريکايي ناکام بود تا باز هم دستش از جام قهرماني کوتاه بماند. البته او بعد از مسابقات استانبول مدتي با مصدوميتش دست و پنجه نرم مي کرد اما حالا براي سال 2008 برنامه هاي زيادي دارد. البته او در اولين گرنداسلم سال نتوانست از راند دوم بالاتر بيايد. ارغوان در اين رقابت ها که در زمين هاي ملبورن پارک استراليا برگزار مي شد، به حريفي از چين تايپه باخت. با اين حال و در شرايطي که او را دختر بدشانس فينال تورنمنت هاي تنيس به حساب مي آورند، او هنوز به عنوان کسي که با اصليت ايراني و مليت فرانسوي در مسابقات شرکت مي کند، مورد توجه است. ارغوان پدر و مادري ايراني دارد اما خودش در فرانسه به دنيا آمده است.

* ارغوان آويزي به شکل نقشه ايران به گردن دارد که در تمام مصاحبه هايش نظر خبرنگاران را جلب مي کند. خودش مي گويد ايران و فرانسه براي او مثل دو فرزند هستند و او مثل يک مادر نمي تواند بين اين دو، يکي را انتخاب کند.

ليلا وزيري

فقط 22 سال دارد، پدري ايراني و مادري آلماني. خودش در امريکا به دنيا آمده و خود را يک ايراني - امريکايي نسل دوم مي داند.

در شرايطي که شناي دختران ايران به مسابقات داخلي و بازي هاي زنان مسلمان محدود مي شود و در بخش مردان هم شناگران ايراني هيچ گاه بين قهرمانان بزرگ دنيا جايي نداشته اند، ليلا وزيري با کسب يک مدال طلا و يک نقره در مسابقات شناي قهرماني جهان نامش را بر سر زبان ها انداخت. او که در ملبورن شنا مي کرد، در ماده پنجاه متر کرال پشت طلا گرفت و در 4+100 متر هم دوم شد. اگرچه او حتي نيمي از محبوبيت ارغوان رضايي را بين رسانه هاي ايراني ندارد اما خودش بارها در مصاحبه هاي مختلف از تعلقات ايراني اش گفته است؛ «پدرم مدام به من مي گفت نشان بده که زنان قدرتمند ايراني مي توانند چه کارهايي انجام دهند.» او بعد از کسب عنوان قهرماني جهان حالا خود را براي شنا در المپيک پکن آماده مي کند. اما در واقع درخشش او چهار سال پيش وقتي توانست نام خود را به عنوان يکي از ده شناگر برتر امريکا مطرح کند، شروع شد.

* پدر ليلا اصلاً فردي سنتي و محافظه کار نيست. شايد به همين دليل است که او توانسته با دو فرهنگي بودن پدر و مادر و نيز فرهنگ متفاوت امريکا کنار بيايد و خودش را با آن تطبيق دهد.

لاله صديق

داستان برمي گردد به پنجمين مسابقه سرعت قهرماني کشور در پيست آزادي؛ جايي که قرار بود لاله صديق در کلاس GT1600با رانندگان مرد رقابت کند اما قبل از آنکه صديق پشت خط شروع بايستد، اتومبيلش را متوقف کردند و مشخص شد او بعد از اينکه روز قبل موتور اتومبيلش را پلمب کرده اند، قصد داشته براي حضور در مسابقه از اتومبيلي با موتور استاندارد استفاده کند. اين طور شد که براي اولين بار اخباري از صديق منتشر شد. چهره اين راننده جوان درهم بود. او که به هيچ وجه نمي توانست صفت «متقلب» را کنار نامش ببيند، در مورد اشکال فني ماشين اصلي صحبت کرد و اينکه اصلاً قصد نداشته در GT1600 براند اما اعتراضات بي فايده بود و بعد از تشکيل کميته انضباطي فدراسيون، رئيس اين کميته با اعلام اينکه صديق به انجام تقلب اعتراف کرده، از محروميت يک ساله او خبر داد. صديق زير بار نرفت و اعتراضات ادامه پيدا کرد اما به هر حال خبري از نقض محروميت او منتشر نشد تا شناخته شده ترين چهره اتومبيلراني ايران رسماً از دور مسابقات کنار گذاشته شود. اگرچه او تمام اين ماجرا را توطئه يي براي خراب کردن چهره اش مي داند اما هياهوي رسانه يي هم اين بار نتوانست کمک حال صديق باشد و اعتراضات و توجيهات او هيچ وقت مانند خبر محروميت اش سروصدا به پا نکرد تا او براي بازگرداندن آبروي از دست رفته حرفه يي اش ناکام بماند. با اين حال فدراسيون اتومبيلراني از خبرساز شدن رانندگانش استقبال مي کند، حتي اگر خبر تخلف يک ستاره باشد. حسين شهرياري نايب رئيس فدراسيون چند روز بعد از ترکيدن بمب خبر تقلب و محروميت لاله صديق گفت؛ «زياد هم بد نيست. روزنامه ها به ندرت از ما مي نويسند اما روز بعد از اين اتفاق ما در صفحه اول 10 روزنامه بوديم،»

* سال ها از زماني که لاله صديق دو دستي فرمان را مي چسبيد و با ترس و لرز رانندگي مي کرد، مي گذرد. او قبل از اينکه حرفه يي شود، اداي حرفه يي ها را درمي آورد و حالا از ديدن خانم هايي که با رانندگي وحشتناک شان باعث خنده مي شوند، حرص مي خورد.

+ نوشته شده توسط عدالت جو در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 19:14 |

                                                  نقدی بر المپیک

روز جمعه رقابت شرکت کنندهای ایرانی در المپیک به پایان رسید. اما با کارنامه ای ضعیف .

امریکا با درخشش یک شناگر خود ۸ مدال طلا به اضافه ی مدال های دیگر خود کارنامه ای خوب را کسب کرد ٬ آیا تفاوت تیم با این کشور ها اینقدر مشهود است ؟ اگر نه حتی در کشتی؟

تا روز چهارشنبه رتبه ی تیمی ایران ۷۰ بود و برابر با افغانستان! افغانستانی که اولین مدال تاریخ دوران المپیکش را گرفت توسط تکواندوکاری که به گفته ی خودش در تهران زیر نظر مربیان ایرانی تمرین کرده و می کند ٬ اما با انگیزه و روحیه ای بالا در مسابقات شرکت و کسب مقام کرد. اما کشور ما با بیش از ۵۵ ورزشکار زن و مرد تنها ۲ مدال را بدست آورد و به گفته ی یکی از کشتی گیران : در ۱۵ ثانیه واپسین مسابقه فقط دوست داشتم مسابقه به اتمام برسد و نتیجه اصلاً برایم مهم نبود!!!

آیا این حرف برای ورزشکاری که چهار سال برای حضور در المپیک زحمت کشیده حرفی قابل قبول است؟ و ادامه ی بهانه گیری ها توسط بقیه ی ورزشکاران ..... تکیه گاه ما برای حضور در المپیک فقط رضازاده بود ؟!

ریشه ی این مشکلات را در انگیزه و کادر فنی تیم ها و اقدامات لازم برای آماده سازی توسط سازمان جستجو کرد . سازمانی که اعلام می کند ۸ میلیارد تومان برای ورزشکاران خرج کرده است برای ۲ مدال؟ یک برنز توسط مراد محمدی و یک طلا توسط هادی ساعی که مدال سوم دوران المپیک خود را پس از ۱۲ سال و ۳ المپیک کسب کرده است.

در دوره ی بعدی المپیک هم هادی ساعی مثل این دوره که بدون رضازاده شرکت کردیم باید بدون او شرکت کنیم ٬ پس عملاً یکی از امیدهای ما در المپیک بعدی حضور ندارد. با  برنامه ای مثل یان برنامه ی ۴ ساله که برای این المپیک داشتیم می توانیم جایگزین هایی را بسازیم ؟

امیدوارم که برای حل اساسی مشکلات بکوشیم و فقط با برکناری یک مربی یا سرمربی خود را قانع نکنیم ....

و به خصوص دلایل مقام نیاوردن کشتی گیرانمان را بررسی و به طور دقیق ارزشیابی کنیم که فقط ۱ مدال برنز از این همه امید به مدال داشتیم و پس از آن یک برنامه ی مناسب ۴ ساله برای المپیک لندن تا انشاالله در این المپیک موفق ظاهر شویم.

                            

 

+ نوشته شده توسط عدالت جو در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 0:3 |